حكيم قاينى

40

رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى

آن ايزد باشد و هر كسى را از خره بخشى است كه بدان در گيتى كار بكند . و به خره خسروان فر كيان يابند . و كيخسرو بندگى ايزد كار بست و روان أو به مينو شد و كيان خره را دريافت و به نيروى أو روى زمين را بگرفت و افراسياب ترك را بكشت . » پس گوييم كه وجود پاره‌اى از معجزات به فضيلت تخيل قوى باز بسته باشد و نفس به الهام ايزد بر أحوال گذشته و آينده اطلاع حاصل كند و از آن خبر دهد ، بر آن وجه كه شرح آن كرده شد . و از اين است [ به ] پيمبر - صلى اللّه عليه و آله - گفت : تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ « 1 » . و اين دو قسم از معجزات از قبيل تأثير نفسانى بود اندر نفسانى و اعجاز نامهء ايزد كه آن قرآن عظيم است از اين مقوله باشد ، چه قرآن با فصاحت عجيب و بلاغت غريب و نظم بديع و دلالت كردن به معارف الهى و شناختن مقربان درگاه يزدان و أحوال معاد و بازگشت نفوس به درگاه أو ، بر مغيبات گذشته و آينده مشتمل و محتوى است . و وجود قسم سيمين از معجزات به فضيلت قوهء نفس ، كه بر تحريك همهء عالم قادر و تواناست ، باز بسته است . و اين از تأثير نفس است اندر اجسام . و گاه باشد كه از تأثير نفس بود اندر نفوس . و هر آنكه خواهد ، از اين گفتار تواند كه معجزات پيامبران را بر يكى از اين اقسام حمل كند . و اما الهام داخل باشد در تأثير قوهء نفسانى در نفسانى ، و بيان آن در پيش رفت و خواب نيز از اين مقوله باشد . و آنگاه كه سبب رؤيا مزاج باشد « 2 » به واسطهء غالب آمدن يكى از اخلاط رديه . و اما يك قسم سحر از تأثير نفسانى بود در نفسانى ، و ديگرى از تأثير جسماني در نفسانى . و آنكه از تأثير قوهء نفسانى بود در نفسانى چنان بود كه نفس بشرى - كه قوه در نهايت كمال بود و واهمه و قوهء تخيل در كمال شدت باشد - در نفوسى كه قوهء تخيل و واهمهء ايشان ضعيف بود تأثير كند ، و آنچه آن را به اعيان وجود نباشد به خيال آنان

--> ( 1 ) - هود 11 / 49 . ( 2 ) - خ : بدن بود .